پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳۸

پرسشی کن ای طبیب و جان ما را شاد کن

دردمندان توایم از دردمندان یاد کن

خسرو خوبان که شیرین کام باد از جام عیش

رحم گو بر تلخی جان کندن فرهاد کن

شکر این شادی که کردت بخت چون یوسف عزیز

مستمندان غم از بند ستم آزاد کن

گوشه گیران را ز حسرت خانه دل شد خراب

گوشه چشمی فکن صد خانه را آباد کن

ناله کرد از بخت خود اهلی چه خوبش گفت بخت

بنده آن شاه حسنی پیش او فریاد کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴۰ای روی دل افروز تو ماه همه خوبان
  2. شمارهٔ ۱۱۴۱قد بین و رخ ببین و لب جانفزا ببین
  3. شمارهٔ ۱۱۴۲دو ضعیفیم من و سایه در آنراه شدن
  4. شمارهٔ ۱۱۴۳چه حسن است این زهی خوبی مگر خورشید و ماه است این
  5. شمارهٔ ۱۱۴۴میخواست شب که داغ نهد دلستان من
  6. شمارهٔ ۱۱۴۵خوش است زیر سر آن خشت آستان دیدن
  7. شمارهٔ ۱۱۴۶گر نه کافر بچه یی آتش دل تیز مکن
  8. شمارهٔ ۱۱۴۷آن نخل قد و لعل لب چون رطبش بین
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.