پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴۶

گر نه کافر بچه یی آتش دل تیز مکن

کعبه بر هم مزن آتشکده انگیز مکن

مرهم ریش دلم کز سخن تلخ کنی

باری از خنده پنهان نمک آمیز مکن

ایکه در گلشن حسنی و جوانی سرمست

تکیه بر نازکی سبزه نوخیز مکن

خون من هم ز دل و دیده من باز طلب

پرسش قتلم از آن غمزه خونریز مکن

یا بنه دل بگرفتاری و محنت اهلی

یا نظر در سر آن زلف دلاویز مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴۸شبی با نامرادان باش و ترک خود مرادی کن
  2. شمارهٔ ۱۱۴۹گر شوم خاک ره و سبزه دمد از گل من
  3. شمارهٔ ۱۱۵۰گر با تو نیم دولتم ای شوخ بس است این
  4. شمارهٔ ۱۱۵۱زخم پنهان بردل عاشق تو میدانی زدن
  5. شمارهٔ ۱۱۵۲وَه که باز از کف عنانِ دل برون خواهد شدن
  6. شمارهٔ ۱۱۵۳هرکه زنجیرش نهد مشکین‌کمندی اینچنین
  7. شمارهٔ ۱۱۵۴گرچه هجر امشب ره اهل نظر خواهد زدن
  8. شمارهٔ ۱۱۵۵چنان گردد خیالش چشم اشکبار من
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.