پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵۳

هرکه زنجیرش نهد مشکین‌کمندی اینچنین

گر بود دیوانه نگریزد ز بندی اینچنین

بر زمین پای سمندت ناید از شوخی ولی

حیف باشد بر زمین پای سمندی اینچنین

چشم من، چون داغ بر دست تو بیند چشم من

کی بچشم خود توان دیدن گزندی اینچنین

با هزاران دردمندی جان فدایت میکنم

وه چرا ننگ آیدت از دردمندی اینچنین

دست اهلی کوته از بختست چون آرد ببر

دست کوتاهی چنان سرو بلندی اینچنین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵۵چنان گردد خیالش چشم اشکبار من
  2. شمارهٔ ۱۱۵۶ای چرخ پی مجلس او ز آب و گل من
  3. شمارهٔ ۱۱۵۷نشاید با لبت غیری چو طوطی هم‌نفس دیدن
  4. شمارهٔ ۱۱۵۸نظاره تو به هر دیده کی توان کردن
  5. شمارهٔ ۱۱۵۹ای سبز پر کرشمه مشکین قبای من
  6. شمارهٔ ۱۱۶۰اکنون که تنها دیدمت لطف ارنه آزاری بکن
  7. شمارهٔ ۱۱۶۱گر بوسه دهی زان لب خندان که دهم جان
  8. شمارهٔ ۱۱۶۲دارد رقیب بهر تو چشم حسد به من
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.