پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵۷

نشاید با لبت غیری چو طوطی هم‌نفس دیدن

که از خال تو هم نتوان برین شکر مگس دیدن

بهشت وصلت از جور رقیبان دوزخ من شد

که در یک دیدنم صد بار باید پیش و پس دیدن

قفس بر مرغ جانم ای اجل بشکن که مشکل شد

حریفان را به گل در حرف و خود را در قفس دیدن

مرا از دیدنت گر دین و دنیا شد چه غم باشد

که می‌ارزد دو عالم بر جمالت یک نفس دیدن

اگر بخت زبون دارد چنین دست مرا کوته

به شاخ آرزو هرگز نخواهم دسترس دیدن

چو یعقوب از غم یوسف ز عالم دیده پوشیدم

که من بی‌دوست در عالم نخواهم هیچکس دیدن

نظر بر غیر اهلی را دو جر مست ای گل خندان

یکی از گل نظر بستن یکی بر خار و خس دیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵۹ای سبز پر کرشمه مشکین قبای من
  2. شمارهٔ ۱۱۶۰اکنون که تنها دیدمت لطف ارنه آزاری بکن
  3. شمارهٔ ۱۱۶۱گر بوسه دهی زان لب خندان که دهم جان
  4. شمارهٔ ۱۱۶۲دارد رقیب بهر تو چشم حسد به من
  5. شمارهٔ ۱۱۶۳ای تو بروی همچو مه چشم و چراغ عاشقان
  6. شمارهٔ ۱۱۶۴خوشا سنگ جفایت خوردن و هم در نفس مردن
  7. شمارهٔ ۱۱۶۵تو که پیش بی‌غمانی چو گل از نشاط خندان
  8. شمارهٔ ۱۱۶۶می‌میرم و خار غمت از جان نمی‌آید برون
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.