پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵۹

ای سبز پر کرشمه مشکین قبای من

سر تا قدم بلای سیاهی برای من

با جامه سیاه که در عین شوخیی

دلجوتری ز مردمک دیده های من

چشم تو گرچه کشت بیک دیدنم ولی

بود آن نگاه کردن او خونبهای من

گر یک جفا کنی تو و من صد وفا هنوز

ارزنده جفای تو نبود وفای من

اهلی مگو که بخت شود یار عاقبت

گر کار من بیاری بختست وای من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶۱گر بوسه دهی زان لب خندان که دهم جان
  2. شمارهٔ ۱۱۶۲دارد رقیب بهر تو چشم حسد به من
  3. شمارهٔ ۱۱۶۳ای تو بروی همچو مه چشم و چراغ عاشقان
  4. شمارهٔ ۱۱۶۴خوشا سنگ جفایت خوردن و هم در نفس مردن
  5. شمارهٔ ۱۱۶۵تو که پیش بی‌غمانی چو گل از نشاط خندان
  6. شمارهٔ ۱۱۶۶می‌میرم و خار غمت از جان نمی‌آید برون
  7. شمارهٔ ۱۱۶۷موسم خزان ایگل در چمن گذاری کن
  8. شمارهٔ ۱۱۶۸در دلم از تو گره به که گشاد از دگران
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.