پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶۲

دارد رقیب بهر تو چشم حسد به من

کاری مکن که کار کند چشم بد به من

گردون ز آستان توام گو مکن جدا

زان روز که اینقدر ز جهان می‌رسد به من

سر در سر خیال تو خواهد شدن مرا

این قصه گفته است خیال تو خود به من

من قانعم به یک نگه از سرو قامتت

بنما ز دور یک نظر ای سرو قد به من

اهلی ز بی‌کسی چه غم ار دشمنم بسی است

غمخوار بی‌کسان برساند مدد به من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶۴خوشا سنگ جفایت خوردن و هم در نفس مردن
  2. شمارهٔ ۱۱۶۵تو که پیش بی‌غمانی چو گل از نشاط خندان
  3. شمارهٔ ۱۱۶۶می‌میرم و خار غمت از جان نمی‌آید برون
  4. شمارهٔ ۱۱۶۷موسم خزان ایگل در چمن گذاری کن
  5. شمارهٔ ۱۱۶۸در دلم از تو گره به که گشاد از دگران
  6. شمارهٔ ۱۱۶۹آشفته ام از هجر و تو آشفته تر از من
  7. شمارهٔ ۱۱۷۰ای سنبل زلف سیهت چین همه بر چین
  8. شمارهٔ ۱۱۷۱بآرزوی تو خوشحال میتوان بودن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.