پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶۵

تو که پیش بی‌غمانی چو گل از نشاط خندان

رخ خود چو غنچه درهم چه کشی ز دردمندان

ز لب تو بی‌عنایت، به کجا برم شکایت

که صدم جفاست از وی، ز تو صدهزار چندان

چه کنم که درنگیرد به تو شمع، برقِ آهی

که چو موم نرم سازد دل سخت‌تر ز سندان

به لب تو جای دندان که گمان برد ز تندی

چو مجال دیدن کس نبود چه جای دندان

تو بدین جمال و خوبی، دلِ تنگ نیست جایت

که فرشته کس مقید نکند به کنج زندان

دل من به خودپسندی نکشد ز سجده‌ات سر

که فرشته دیو سازد سر کبر خودپسندان

نرسید دست اهلی به سهی‌قدان گل‌رخ

نرسد بدست کوته، گل وصل سربلندان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶۷موسم خزان ایگل در چمن گذاری کن
  2. شمارهٔ ۱۱۶۸در دلم از تو گره به که گشاد از دگران
  3. شمارهٔ ۱۱۶۹آشفته ام از هجر و تو آشفته تر از من
  4. شمارهٔ ۱۱۷۰ای سنبل زلف سیهت چین همه بر چین
  5. شمارهٔ ۱۱۷۱بآرزوی تو خوشحال میتوان بودن
  6. شمارهٔ ۱۱۷۲او در دل و چون باد صبا در بدرم من
  7. شمارهٔ ۱۱۷۳دل شکستند بسنگین دلیم سیمتنان
  8. شمارهٔ ۱۱۷۴ساقی قدح پر از می چون سلسبیل کن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.