پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶۰

اکنون که تنها دیدمت لطف ارنه آزاری بکن

سنگی بزن تلخی بگو تیغی بکش کاری بکن

گیرم نداری میل من ای مردم چشم کسی

از گوشهٔ چشمی به ما نظاره‌ای باری بکن

ای یوسف جان، می‌خرد خلقی به جان وصلِ تو را

رسمِ گرانجانی بهل میل خریداری بکن

مردیم دور از رویِ تو در خانه مانی تا به کی؟

بیرون خرام آخر گهی گلگشتِ بازاری بکن

تا کی طبیبِ عاشقان غافل ز حالت بگذرد

اهلی بکش آهی ز دل یا ناله زاری بکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶۲دارد رقیب بهر تو چشم حسد به من
  2. شمارهٔ ۱۱۶۳ای تو بروی همچو مه چشم و چراغ عاشقان
  3. شمارهٔ ۱۱۶۴خوشا سنگ جفایت خوردن و هم در نفس مردن
  4. شمارهٔ ۱۱۶۵تو که پیش بی‌غمانی چو گل از نشاط خندان
  5. شمارهٔ ۱۱۶۶می‌میرم و خار غمت از جان نمی‌آید برون
  6. شمارهٔ ۱۱۶۷موسم خزان ایگل در چمن گذاری کن
  7. شمارهٔ ۱۱۶۸در دلم از تو گره به که گشاد از دگران
  8. شمارهٔ ۱۱۶۹آشفته ام از هجر و تو آشفته تر از من
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.