پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵۵

چنان گردد خیالش چشم اشکبار من

که میپندارم اینک خواهد آمد در کنار من

شب هجران چه سان بر بستر راحت نهم پهلو

که هر مو دور ازو خاریست در جسم فکار من

ز من دارد فراغ آنشوخ و من در آتش محنت

بدین امید میسوزم که خواهد گشت یار من

چو مجنون بیرخ لیلی چنان کز وی غباری ماند

مگر باد آورد روزی بکوی او غبار من

تنم خاک ره یارست و جان چون گردباد از شوق

برقص افتاده و گردش همیگردد غبار من

مراد من ازو اهلی بود فکر محال اما

خدا محروم نگذارد دل امیدوار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵۷نشاید با لبت غیری چو طوطی هم‌نفس دیدن
  2. شمارهٔ ۱۱۵۸نظاره تو به هر دیده کی توان کردن
  3. شمارهٔ ۱۱۵۹ای سبز پر کرشمه مشکین قبای من
  4. شمارهٔ ۱۱۶۰اکنون که تنها دیدمت لطف ارنه آزاری بکن
  5. شمارهٔ ۱۱۶۱گر بوسه دهی زان لب خندان که دهم جان
  6. شمارهٔ ۱۱۶۲دارد رقیب بهر تو چشم حسد به من
  7. شمارهٔ ۱۱۶۳ای تو بروی همچو مه چشم و چراغ عاشقان
  8. شمارهٔ ۱۱۶۴خوشا سنگ جفایت خوردن و هم در نفس مردن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.