پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴۹

گر شوم خاک ره و سبزه دمد از گل من

حسرت سبزه خطت نرود از دل من

ای چراغ نظر و شمع شبستان همه

یکشب از شمع رخ افروخته کن محفل من

قصه درد دل از داغ تو تا کی گویم

آه ازین درد دل و وای ز داغ دل من

دانه خال تو حاصل نشد از خرمن عمر

گو ببر باد فنا خرمن بیحاصل من

مگذر از من که سرم کوی تو زان منزل ساخت

که فتد سایه سرو تو بسر منزل من

ساقی امشب مه من مست و سر افشان سازش

که بمستی مگر آنسرو شود مایل من

رخت در کعبه مقصود کشم چون اهلی

گر ببندد اجل از کوی بتان محمل من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵۱زخم پنهان بردل عاشق تو میدانی زدن
  2. شمارهٔ ۱۱۵۲وَه که باز از کف عنانِ دل برون خواهد شدن
  3. شمارهٔ ۱۱۵۳هرکه زنجیرش نهد مشکین‌کمندی اینچنین
  4. شمارهٔ ۱۱۵۴گرچه هجر امشب ره اهل نظر خواهد زدن
  5. شمارهٔ ۱۱۵۵چنان گردد خیالش چشم اشکبار من
  6. شمارهٔ ۱۱۵۶ای چرخ پی مجلس او ز آب و گل من
  7. شمارهٔ ۱۱۵۷نشاید با لبت غیری چو طوطی هم‌نفس دیدن
  8. شمارهٔ ۱۱۵۸نظاره تو به هر دیده کی توان کردن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.