پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵۱

زخم پنهان بردل عاشق تو میدانی زدن

هر کمان ابرو نداند تیر پنهانی زدن

تا نگردی آشنا در بحر عشقت راه نیست

گر نیی موسی قدم در نیل نتوانی زدن

عشرت آباد چمن گلبانگ بلبل را سزد

ما و کنج غم چو جغد و بانگ ویرانی زدن

می زدن از لعل شیرین در خور خسرو بود

کوهکن می بایدش بر سنگ پیشانی زدن

شرح حسنش گرچه اهلی نیک میدانی بگوی

زانکه از دانا خوش آید لاف نادانی زدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵۳هرکه زنجیرش نهد مشکین‌کمندی اینچنین
  2. شمارهٔ ۱۱۵۴گرچه هجر امشب ره اهل نظر خواهد زدن
  3. شمارهٔ ۱۱۵۵چنان گردد خیالش چشم اشکبار من
  4. شمارهٔ ۱۱۵۶ای چرخ پی مجلس او ز آب و گل من
  5. شمارهٔ ۱۱۵۷نشاید با لبت غیری چو طوطی هم‌نفس دیدن
  6. شمارهٔ ۱۱۵۸نظاره تو به هر دیده کی توان کردن
  7. شمارهٔ ۱۱۵۹ای سبز پر کرشمه مشکین قبای من
  8. شمارهٔ ۱۱۶۰اکنون که تنها دیدمت لطف ارنه آزاری بکن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.