پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵۰

گر با تو نیم دولتم ای شوخ بس است این

کز دور مرا بینی و گویی چه کس است این

گفتی که شبت ناله بسی پست برآید

مارا نفسی نیست مگر هم نفس است این

پروانه تواند به رخ شمع نظر دوخت

ای مردمک دیده نه کار مگس است این

جز مردن و کشتن سخن از عشق نگویم

تا خلق نگویند که صاحب هوس است این

اهلی به دعا باز چه دارد اجل از خود

چون در شب هجران تو فریادرس است این

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵۲وَه که باز از کف عنانِ دل برون خواهد شدن
  2. شمارهٔ ۱۱۵۳هرکه زنجیرش نهد مشکین‌کمندی اینچنین
  3. شمارهٔ ۱۱۵۴گرچه هجر امشب ره اهل نظر خواهد زدن
  4. شمارهٔ ۱۱۵۵چنان گردد خیالش چشم اشکبار من
  5. شمارهٔ ۱۱۵۶ای چرخ پی مجلس او ز آب و گل من
  6. شمارهٔ ۱۱۵۷نشاید با لبت غیری چو طوطی هم‌نفس دیدن
  7. شمارهٔ ۱۱۵۸نظاره تو به هر دیده کی توان کردن
  8. شمارهٔ ۱۱۵۹ای سبز پر کرشمه مشکین قبای من
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.