پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴۱

قد بین و رخ ببین و لب جانفزا ببین

آن چشم مست و آن نگه دلربا ببین

اجزای حسن او همه یک یک نگاه کن

وانگه بیا و حال من مبتلا ببین

من زارتر ز صورت مجنونم از غمش

هر کس که باورش نشود گو بیا ببین

ای مست ناز چند بخشم نظر کنی

یکره مرا بگوشه چشم رضا ببین

جور تو ذره وار ببادم اگر دهد

یکذره از تو روی نتابم وفا ببین

بر روی دوست سجده اهل نظر رواست

زاهد درین میانه تو روی خدا ببین

اهلی کدورتی که تو داری ز خامی است

عاشق شو و چو شمع بسوز و صفا ببین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴۳چه حسن است این زهی خوبی مگر خورشید و ماه است این
  2. شمارهٔ ۱۱۴۴میخواست شب که داغ نهد دلستان من
  3. شمارهٔ ۱۱۴۵خوش است زیر سر آن خشت آستان دیدن
  4. شمارهٔ ۱۱۴۶گر نه کافر بچه یی آتش دل تیز مکن
  5. شمارهٔ ۱۱۴۷آن نخل قد و لعل لب چون رطبش بین
  6. شمارهٔ ۱۱۴۸شبی با نامرادان باش و ترک خود مرادی کن
  7. شمارهٔ ۱۱۴۹گر شوم خاک ره و سبزه دمد از گل من
  8. شمارهٔ ۱۱۵۰گر با تو نیم دولتم ای شوخ بس است این
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.