پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴۲

دو ضعیفیم من و سایه در آنراه شدن

گه منم باز پس از سایه و گه سایه ز من

ایکه چون سایه مرا مهر تو برداشت ز خاک

چونکه بر داشتیم باز به خاکم مفکن

هرچه خواهی بکن آزار دل زار مکن

جام جم گر شکنی غم نبود دل مشکن

باغبان جامه دَرَد همچو گل از دست رخت

که بدور تو نگه کس نکند سرو و سمن

بقلم هم نکشد مثل تو صورتگر چین

سرو نازی که بود لاله رخ و غنچه دهن

آفتابا به چمن گر گذری سرو صفت

سجدهٔ قد تو چون سایه کند سرو چمن

اهلی از داغ بتان شرط وفا سوختن است

یا بسوز از غم او یا ز وفا لاف مزن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴۴میخواست شب که داغ نهد دلستان من
  2. شمارهٔ ۱۱۴۵خوش است زیر سر آن خشت آستان دیدن
  3. شمارهٔ ۱۱۴۶گر نه کافر بچه یی آتش دل تیز مکن
  4. شمارهٔ ۱۱۴۷آن نخل قد و لعل لب چون رطبش بین
  5. شمارهٔ ۱۱۴۸شبی با نامرادان باش و ترک خود مرادی کن
  6. شمارهٔ ۱۱۴۹گر شوم خاک ره و سبزه دمد از گل من
  7. شمارهٔ ۱۱۵۰گر با تو نیم دولتم ای شوخ بس است این
  8. شمارهٔ ۱۱۵۱زخم پنهان بردل عاشق تو میدانی زدن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.