پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳۹

چند باشی با بدان یاد از نکو خواهی بکن

یاد تنها ماندگان کنج غم گاهی بکن

تا به کی چون شمع باشی شب نشین بزم غیر

جان من اندیشه از آه سحرگاهی بکن

بر منت چون ماهِ نو از گوشهٔ ابرو نظر

گر بهر روزی میسر نیست در ماهی بکن

عاشقان از پیش میرانی و میخوانی رقیب

منع نیکو خواه تا کی ترک بد خواهی بکن

بیش ازین راه نظر بر مردم چشمم مبند

تا توانی در دل اهل نظر راهی بکن

خامشی سودی ندارد بیش ازین کافر دلان

اهلی از سوز جگر گاهی تو هم آهی بکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴۱قد بین و رخ ببین و لب جانفزا ببین
  2. شمارهٔ ۱۱۴۲دو ضعیفیم من و سایه در آنراه شدن
  3. شمارهٔ ۱۱۴۳چه حسن است این زهی خوبی مگر خورشید و ماه است این
  4. شمارهٔ ۱۱۴۴میخواست شب که داغ نهد دلستان من
  5. شمارهٔ ۱۱۴۵خوش است زیر سر آن خشت آستان دیدن
  6. شمارهٔ ۱۱۴۶گر نه کافر بچه یی آتش دل تیز مکن
  7. شمارهٔ ۱۱۴۷آن نخل قد و لعل لب چون رطبش بین
  8. شمارهٔ ۱۱۴۸شبی با نامرادان باش و ترک خود مرادی کن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.