پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳۴

ای که دین و دلم ایثار تو خواهد بودن

یار من شو که خدا یار تو خواهد بودن

بی تو جایی که قراری بُوَدَم ای خورشید

هم مگر سایه دیوار تو خواهد بودن

آن حلاوت، دل من از مگس شهد تو دید

که همه عمر گرفتار تو خواهد بودن

کشتن من که هم از جرم خریداری نیست

عاقبت در سر بازار تو خواهد بودن

اهلی آنروز که در بحر فنا غرقه بود

همچنان تشنه دیدار تو خواهد بودن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳۶ما خود بریده ایم دل از کار خویشتن
  2. شمارهٔ ۱۱۳۷شبی درآ ز در ای شمع و خانه روشن کن
  3. شمارهٔ ۱۱۳۸پرسشی کن ای طبیب و جان ما را شاد کن
  4. شمارهٔ ۱۱۳۹چند باشی با بدان یاد از نکو خواهی بکن
  5. شمارهٔ ۱۱۴۰ای روی دل افروز تو ماه همه خوبان
  6. شمارهٔ ۱۱۴۱قد بین و رخ ببین و لب جانفزا ببین
  7. شمارهٔ ۱۱۴۲دو ضعیفیم من و سایه در آنراه شدن
  8. شمارهٔ ۱۱۴۳چه حسن است این زهی خوبی مگر خورشید و ماه است این
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.