پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲۹

من دردمند و ناتوان او سرکش و خونخواره هم

حالم خراب از جور او کار دل بیچاره هم

هجرش همه محنت بود وصل آتش حسرت بود

نی دوریم طاقت بود نی طاقت نظاره هم

ز آهوی چشم آنجوان این پیر زار ناتوان

مجنون صفت شد در جهان سرگشته و آواره هم

رویی چو برگ نسترن چشمی چو آهوی ختن

مردم فریب و راهزن کافر دل و عیاره هم

تا کی بقصد جان ما زلفش کشد باد صبا

ایکاش از آن زلف دوتا ما را رسد یکتاره هم

زد عاشق ناشاد او صد جامه چاک از یاد او

گر این بود بیداد او جانها شود صد پاره هم

با چشم مست دلربا گر بنگرد آن بی‌وفا

خلوت نشین پارسا عاشق شود میخواره هم

گر من برم زان سرو قد این داغها زیر لحد

گلهای آتش تا ابد خیزد ز خار از خاره هم

دور از رخ آن نازنین اهلی ز آه آتشین

نگذاشت یک گل در زمین بر آسمان استاره هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳۱چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم
  2. شمارهٔ ۱۱۳۲بگذر ز آب خضر و دم از جام جم مزن
  3. شمارهٔ ۱۱۳۳اگرچه رسم بود دل به دل‌ستان دادن
  4. شمارهٔ ۱۱۳۴ای که دین و دلم ایثار تو خواهد بودن
  5. شمارهٔ ۱۱۳۵ایکه میسوزد رخت دلها بداغ خویشتن
  6. شمارهٔ ۱۱۳۶ما خود بریده ایم دل از کار خویشتن
  7. شمارهٔ ۱۱۳۷شبی درآ ز در ای شمع و خانه روشن کن
  8. شمارهٔ ۱۱۳۸پرسشی کن ای طبیب و جان ما را شاد کن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.