پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳۰

ما پیش تیغ سر به ارادت نهاده‌ایم

قربانی توایم و بدین کار زاده‌ایم

بر ما چو شانه تیغ زبان‌ها کشیده‌اند

تا یک گره ز سنبل زلفت گشاده‌ایم

گر دیگران ز آتش خشمت گریختند

ما همچو شمع تا دم مردن ستاده‌ایم

با ما چو چشم خویش تو در نقش بازیی

ما با تو همچو آینه یک‌لخت و ساده‌ایم

امشب که گریه نیست به آهیم مبتلا

از آب جسته‌ایم و در آتش فتاده‌ایم

ای ابر لطف مرحمتی کن که غنچه‌وار

پژمرده‌ایم و دل به شکفتن نهاده‌ایم

از ذره کمتریم چو اهلی به کوی تو

لیکن به مهرت از همه عالم زیاده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳۲بگذر ز آب خضر و دم از جام جم مزن
  2. شمارهٔ ۱۱۳۳اگرچه رسم بود دل به دل‌ستان دادن
  3. شمارهٔ ۱۱۳۴ای که دین و دلم ایثار تو خواهد بودن
  4. شمارهٔ ۱۱۳۵ایکه میسوزد رخت دلها بداغ خویشتن
  5. شمارهٔ ۱۱۳۶ما خود بریده ایم دل از کار خویشتن
  6. شمارهٔ ۱۱۳۷شبی درآ ز در ای شمع و خانه روشن کن
  7. شمارهٔ ۱۱۳۸پرسشی کن ای طبیب و جان ما را شاد کن
  8. شمارهٔ ۱۱۳۹چند باشی با بدان یاد از نکو خواهی بکن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.