پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲۴

یکدم ایساقی جان می ده و مدهوش کنم

باشد این غم که مرا کشت فراموش کنم

خرقه پوشان ورع را خبر از عشق کجاست

حل این نکته ز مستان قباپوش کنم

من و خون خوردن از او گو مدهم لاله قدح

خون خورم به که می از دست خسان نوش کنم

مطربم سوی طرب خواند و ناصح بصلاح

مصلحت چیست دلا حرف کرا گوش کنم

گر برد بار سبوی می رندان دوشم

به که سجاده تقوی علم دوش کنم

بخت آن نیز ندارم که چو مجنون طلبم

نو غزالی و بیاد تو هم آغوش کنم

وقت آنست که چون اهلی از آن نرگس مست

سخنی گویم و یاران هم خاموش کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲۶سگ توییم و بر آن در شکسته حال خوشیم
  2. شمارهٔ ۱۱۲۷از جهان چون لاله داغت ایسهی قد میبریم
  3. شمارهٔ ۱۱۲۸ایهمه آرزوی تو فکر من و خیال هم
  4. شمارهٔ ۱۱۲۹من دردمند و ناتوان او سرکش و خونخواره هم
  5. شمارهٔ ۱۱۳۰ما پیش تیغ سر به ارادت نهاده‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۱۳۱چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم
  7. شمارهٔ ۱۱۳۲بگذر ز آب خضر و دم از جام جم مزن
  8. شمارهٔ ۱۱۳۳اگرچه رسم بود دل به دل‌ستان دادن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.