پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲۳

بهر جا چشم بگشایم جمال یار می بینم

تو گویی صورت یار از در و دیوار می بینم

جهانی عاشق رویش ولیکن رخ ز من تابد

که من در عین بیتابی درو بسیار می بینم

مگر درمان درد من شکیبایی کند ورنه

فزونتر میشود دردم گرش صدبار می بینم

مرا هرگز نباشد بر رخ او طاقت دیدن

مگر چون بگذرد گاهی در او رفتار می بینم

نه تنها اهلی شیدا که مجنون نیز بگریزد

ز رسوایی که من در کوچه و بازار می بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲۵رخ بخون سرخ کند دیده گریان خودم
  2. شمارهٔ ۱۱۲۶سگ توییم و بر آن در شکسته حال خوشیم
  3. شمارهٔ ۱۱۲۷از جهان چون لاله داغت ایسهی قد میبریم
  4. شمارهٔ ۱۱۲۸ایهمه آرزوی تو فکر من و خیال هم
  5. شمارهٔ ۱۱۲۹من دردمند و ناتوان او سرکش و خونخواره هم
  6. شمارهٔ ۱۱۳۰ما پیش تیغ سر به ارادت نهاده‌ایم
  7. شمارهٔ ۱۱۳۱چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم
  8. شمارهٔ ۱۱۳۲بگذر ز آب خضر و دم از جام جم مزن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.