پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲۲

آنکه شب روز طرب کرد ز روی چو مهم

گر بتابد رخ خود وای بروز سیهم

آفتابی که من از یک نگهش زنده شدم

چکنم گر نکند از کرم خود نگهم

زان ز نخدان من مسکین چو بچاه افتادم

دوست گر دست نگیرد که برآرد ز چهم

گرچه ره داد بخویشم مرو ایدل گستاخ

که غیورست و ز غیرت بدهد باز رهم

من چو زلف تو پریشان نه ز خویشم شب و روز

که پریشان تو کنی روز و شب و سال و مهم

دم نیارم زدن از خرمن طاعت ترسم

که کند خاک سیه آتش برق گنهم

چون گدای در آن شاه بتانم اهلی

نا امید از در بخشش نکند میل شهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲۴یکدم ایساقی جان می ده و مدهوش کنم
  2. شمارهٔ ۱۱۲۵رخ بخون سرخ کند دیده گریان خودم
  3. شمارهٔ ۱۱۲۶سگ توییم و بر آن در شکسته حال خوشیم
  4. شمارهٔ ۱۱۲۷از جهان چون لاله داغت ایسهی قد میبریم
  5. شمارهٔ ۱۱۲۸ایهمه آرزوی تو فکر من و خیال هم
  6. شمارهٔ ۱۱۲۹من دردمند و ناتوان او سرکش و خونخواره هم
  7. شمارهٔ ۱۱۳۰ما پیش تیغ سر به ارادت نهاده‌ایم
  8. شمارهٔ ۱۱۳۱چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.