پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱۵

ترک خوبان گرچه از دست ملامت میکنیم

چون بهشتی صورتی دیدم قیامت میکنم

ذکر دل گر میکنم بر من گمان دل مبر

من حدیثی با تو از روز سلامت میکنم

میکنم عرض نیازی گر سگت را جان دهم

تا نپنداری که اظهار کرامت میکنم

مستم و دیوانه و حسن پری پیش نظر

لاجرم خود را برسوایی علامت میکنم

سجده بت کردم و آتش زدم در خانقه

کافرم گر هیچ پروا از ندامت میکنم

غرقه بحر غمم از اضطرابم چاره نیست

من نه بیصبری ز راه استقامت میکنم

گرچه درویشم چو اهلی همتی دارم بلند

زان سبب میل بتان سرو قامت میکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱۷اگر تو دور کنی از درم صبور شوم
  2. شمارهٔ ۱۱۱۸شرگشته ام و چاره تقدیر ندارم
  3. شمارهٔ ۱۱۱۹دیده دریا چو شد از گریه چه تدبیر کنم
  4. شمارهٔ ۱۱۲۰خوش آنکه نهی پای بسر منزل خاکم
  5. شمارهٔ ۱۱۲۱چو یار رخت سفر بست من چه کار کنم؟
  6. شمارهٔ ۱۱۲۲آنکه شب روز طرب کرد ز روی چو مهم
  7. شمارهٔ ۱۱۲۳بهر جا چشم بگشایم جمال یار می بینم
  8. شمارهٔ ۱۱۲۴یکدم ایساقی جان می ده و مدهوش کنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.