پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱۷

اگر تو دور کنی از درم صبور شوم

ولی خدا نگذارد که از تو دور شوم

سرم ز سجده این در چه خوش حضوری یافت

خوش آنکه خاک درت از سر حضور شوم

شبی چو آبحیات از درم درآ ای شمع

که گرچه ظلمت محضم تمام نور شوم

باختیار چرا در رهت نگردم خاک

که در فراق تو خاک از سر سرور شوم

تو بدگمان مشو ایگل که من نه آنمرغم

که گر بخلد روم بیتو صید حور شوم

سگ رقیب تو غافل ز حلم شیران است

مباد آنکه ز غیرت بر او غیور شوم

برغم کج نظران جرعه یی به اهلی بخش

که از شراب تو مست می طهور شوم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱۹دیده دریا چو شد از گریه چه تدبیر کنم
  2. شمارهٔ ۱۱۲۰خوش آنکه نهی پای بسر منزل خاکم
  3. شمارهٔ ۱۱۲۱چو یار رخت سفر بست من چه کار کنم؟
  4. شمارهٔ ۱۱۲۲آنکه شب روز طرب کرد ز روی چو مهم
  5. شمارهٔ ۱۱۲۳بهر جا چشم بگشایم جمال یار می بینم
  6. شمارهٔ ۱۱۲۴یکدم ایساقی جان می ده و مدهوش کنم
  7. شمارهٔ ۱۱۲۵رخ بخون سرخ کند دیده گریان خودم
  8. شمارهٔ ۱۱۲۶سگ توییم و بر آن در شکسته حال خوشیم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.