پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱۳

چند این دل سودازده را پند بگویم

دیوانه شدم بیهده تا چند بگویم

سوگند دهندم که کنم ترک تو ای بت

کفرست که ترک تو بسوگند بگویم

درد دل دیوانه بدیوانه توان گفت

سودی ندهد گر بخردمند بگویم

هرگز نرود از دل من تلخی حسرت

هر چند کزان لعل شکر خند بگویم

شیرین نشود جز بگزیدن لبم از قند

تا کی بزبان من سخن قند بگویم

هرگز که غم بنده خورد؟ به ز خداوند

آن به که غم خود بخداوند بگویم

اهلی لب او کی دلم از بند گشاید

هرچند که صد نکته دلبند بگویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱۵ترک خوبان گرچه از دست ملامت میکنیم
  2. شمارهٔ ۱۱۱۶خواهم غبار گردم از کوی او بر آیم
  3. شمارهٔ ۱۱۱۷اگر تو دور کنی از درم صبور شوم
  4. شمارهٔ ۱۱۱۸شرگشته ام و چاره تقدیر ندارم
  5. شمارهٔ ۱۱۱۹دیده دریا چو شد از گریه چه تدبیر کنم
  6. شمارهٔ ۱۱۲۰خوش آنکه نهی پای بسر منزل خاکم
  7. شمارهٔ ۱۱۲۱چو یار رخت سفر بست من چه کار کنم؟
  8. شمارهٔ ۱۱۲۲آنکه شب روز طرب کرد ز روی چو مهم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.