پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۹

ما حرف ملامت همه از سینه بشستیم

با دشمن و با دوست دل از کینه بشستیم

تا برق رخ ساقی ما در قدح افتاد

دست از خود و از خرقه پشمینه بشستیم

المنه لله که بیک جرعه وصلت

درد از دل و دل از غم دیرینه بشستیم

گر داشت دل ما قدری گرد کدورت

بازآی که ما گرد ز آیینه بشستیم

پرخون مکن از زخم ستم سینه اهلی

اکنون که بصد خون جگر سینه بشستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱۱پیشت چو آب دیده خود خوار مانده ایم
  2. شمارهٔ ۱۱۱۲ذره خاکم و در کوی تو گر گم باشم
  3. شمارهٔ ۱۱۱۳چند این دل سودازده را پند بگویم
  4. شمارهٔ ۱۱۱۴بپای سرو تو افتاده ایم و مدهوشیم
  5. شمارهٔ ۱۱۱۵ترک خوبان گرچه از دست ملامت میکنیم
  6. شمارهٔ ۱۱۱۶خواهم غبار گردم از کوی او بر آیم
  7. شمارهٔ ۱۱۱۷اگر تو دور کنی از درم صبور شوم
  8. شمارهٔ ۱۱۱۸شرگشته ام و چاره تقدیر ندارم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.