پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱۰

ز رقیب او چه سازم که کند نظر بکین هم

چه رخی گشاده دارد که کند گره جبین هم

ز غم بهشت رویی من خسته را چه دوزخ

جگریست پر ز آتش نفسی است آتشین هم

بکشد هزار عاشق نکشیده تیغ و شاید

که برون چو غنچه نارد سر دست و آستین هم

سگ آهوان چشمت به نیاز صد چو مجنون

نه همین نیازمندان که هزار نازنین هم

چه کنم کجا گریزم ز کمان ابروی او

گر ازین کمان گریزم اجلست در کمین هم

بنشاط و ناز خلقی گل وصل باز چیدند

من و جور باغبانان نه همان گل و همین هم

همه عمر چشم اهلی بجمال یار بازست

نه نظر بر آسمانش نه نگاه بر زمین هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱۲ذره خاکم و در کوی تو گر گم باشم
  2. شمارهٔ ۱۱۱۳چند این دل سودازده را پند بگویم
  3. شمارهٔ ۱۱۱۴بپای سرو تو افتاده ایم و مدهوشیم
  4. شمارهٔ ۱۱۱۵ترک خوبان گرچه از دست ملامت میکنیم
  5. شمارهٔ ۱۱۱۶خواهم غبار گردم از کوی او بر آیم
  6. شمارهٔ ۱۱۱۷اگر تو دور کنی از درم صبور شوم
  7. شمارهٔ ۱۱۱۸شرگشته ام و چاره تقدیر ندارم
  8. شمارهٔ ۱۱۱۹دیده دریا چو شد از گریه چه تدبیر کنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.