پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۶

نه کس ز بهر تو یارم نه یار کس من هم

نه دوست غیر تو دارم کسی نه دشمن هم

طمع بعمر ابد از حیات وصلم بود

کنون ز هجر تو راضی شدم بمردن هم

دریغ کشت جوانی که برق پیری سوخت

برفت خرمی ما بباد و خرمن هم

نشاط گمشده می جویم و نمی یابم

ز عیش مطرب و ساقی و گشت گلشن هم

فغان ز تیره شبی، وه کجا شد آن شبها

که آمدی بدرم مه زبام و روزن هم

جفا کش همه خلقیم و دست ما کوتاه

نمیرسد بگریبان کس بدامن هم

چراغ اهلی دلخسته برفروز از وصل

که جان چو شمع گدازد ز فرقت و تن هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰۸زان مرهم دل غیر دل ریش ندیدیم
  2. شمارهٔ ۱۱۰۹ما حرف ملامت همه از سینه بشستیم
  3. شمارهٔ ۱۱۱۰ز رقیب او چه سازم که کند نظر بکین هم
  4. شمارهٔ ۱۱۱۱پیشت چو آب دیده خود خوار مانده ایم
  5. شمارهٔ ۱۱۱۲ذره خاکم و در کوی تو گر گم باشم
  6. شمارهٔ ۱۱۱۳چند این دل سودازده را پند بگویم
  7. شمارهٔ ۱۱۱۴بپای سرو تو افتاده ایم و مدهوشیم
  8. شمارهٔ ۱۱۱۵ترک خوبان گرچه از دست ملامت میکنیم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.