پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۵

خوش آنکه همنفس یار خویشتن بودم

رفیق و همدم و همراز و همسخن بودم

خوش آنکه جلوه چو میکرد آفتاب رخش

من آفتاب پرستی چو برهمن بودم

خوش آنکه در چمن حسن آنگل از مستی

همی شکفت و منش بلبل چمن بودم

خوش آنکه لعل لبش چونشکر فشان میشد

من از نشاط چون طوطی شکر شکن بودم

خوش آنکه پیش لبش میگریست شیشه می

که من بخنده چو ساغر از آن دهن بودم

خوش آنکه آن دهنم خاتم سلیمان بود

بر غم خصم من ایمن ز اهرمن بودم

کنون ز نرگس او یک نظر مرا اهلی

امید نیست تو گویی که آن نه من بودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰۷مشنو که از تو سلسله مو در شکایتیم
  2. شمارهٔ ۱۱۰۸زان مرهم دل غیر دل ریش ندیدیم
  3. شمارهٔ ۱۱۰۹ما حرف ملامت همه از سینه بشستیم
  4. شمارهٔ ۱۱۱۰ز رقیب او چه سازم که کند نظر بکین هم
  5. شمارهٔ ۱۱۱۱پیشت چو آب دیده خود خوار مانده ایم
  6. شمارهٔ ۱۱۱۲ذره خاکم و در کوی تو گر گم باشم
  7. شمارهٔ ۱۱۱۳چند این دل سودازده را پند بگویم
  8. شمارهٔ ۱۱۱۴بپای سرو تو افتاده ایم و مدهوشیم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.