پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۴

گیریم که خود خار بلا اینهمه کشتیم

سر رشته تقدیر بتدبیر نوشتیم

دایم دل ما رام بهشتی صفتان است

پیداست ازین شیوه که مرغان بهشتیم

زان روی سفیدیم که با نامه سیاهی

حرف بد کس بر ورق دل ننوشتیم

باز ی و فکن طرح محبت که بدین شوق

خاک سر کوی تو بخونابه سرشتیم

ساقی ببهشت از عمل خیر رود خلق

ما را عملی نیست بتقدیر بهشتیم

در کشتی می لنگر شادی چو فکندیم

آسوده ز ویرانه این خانه خشتیم

اهلی سگ یاریم نداریم غم از عیب

این خوبی ما بس که بچشم همه زشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰۶نه کس ز بهر تو یارم نه یار کس من هم
  2. شمارهٔ ۱۱۰۷مشنو که از تو سلسله مو در شکایتیم
  3. شمارهٔ ۱۱۰۸زان مرهم دل غیر دل ریش ندیدیم
  4. شمارهٔ ۱۱۰۹ما حرف ملامت همه از سینه بشستیم
  5. شمارهٔ ۱۱۱۰ز رقیب او چه سازم که کند نظر بکین هم
  6. شمارهٔ ۱۱۱۱پیشت چو آب دیده خود خوار مانده ایم
  7. شمارهٔ ۱۱۱۲ذره خاکم و در کوی تو گر گم باشم
  8. شمارهٔ ۱۱۱۳چند این دل سودازده را پند بگویم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.