پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۳

مگو که سر بگریبان نشسته غمناکم

که مست بوی محبت ز سینه چاکم

چو ذر مهر تو از خاک برگرفت مرا

همین بود شرفم ورنه من همان خاکم

نظر بدیده ادراک در جهان کردم

بجز تو هیچ نیاید بچشم ادراکم

خوشم به رندی و آلوده نیستم از زهد

اگرچه غرق گناهم ازین گنه پاکم

بخاکپای تو سوگند میخورد اهلی

که خاک پای توام گر بر اوج افلاکم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰۵خوش آنکه همنفس یار خویشتن بودم
  2. شمارهٔ ۱۱۰۶نه کس ز بهر تو یارم نه یار کس من هم
  3. شمارهٔ ۱۱۰۷مشنو که از تو سلسله مو در شکایتیم
  4. شمارهٔ ۱۱۰۸زان مرهم دل غیر دل ریش ندیدیم
  5. شمارهٔ ۱۱۰۹ما حرف ملامت همه از سینه بشستیم
  6. شمارهٔ ۱۱۱۰ز رقیب او چه سازم که کند نظر بکین هم
  7. شمارهٔ ۱۱۱۱پیشت چو آب دیده خود خوار مانده ایم
  8. شمارهٔ ۱۱۱۲ذره خاکم و در کوی تو گر گم باشم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.