پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۲

در کمال است جمال تو که ما می طلبیم

این زمان فرصت وصلت ز خدا می طلبیم

تو ببتخانه و ما بهر تو در کعبه بذکر

الله الله تو کجا ما ز کجا می طلبیم

ما نه آنیم که رنجیده ز دشنام شویم

بلکه دشنام ترا ما بدعا می طلبیم

گفته یی اهل نظر گنج وصالم طلبند

پس درین عالم ویرانه کرامی طلبیم

همه را زندگی آسایش و ما را مردن

اهلی آسودگی اینست که ما می طلبیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰۴گیریم که خود خار بلا اینهمه کشتیم
  2. شمارهٔ ۱۱۰۵خوش آنکه همنفس یار خویشتن بودم
  3. شمارهٔ ۱۱۰۶نه کس ز بهر تو یارم نه یار کس من هم
  4. شمارهٔ ۱۱۰۷مشنو که از تو سلسله مو در شکایتیم
  5. شمارهٔ ۱۱۰۸زان مرهم دل غیر دل ریش ندیدیم
  6. شمارهٔ ۱۱۰۹ما حرف ملامت همه از سینه بشستیم
  7. شمارهٔ ۱۱۱۰ز رقیب او چه سازم که کند نظر بکین هم
  8. شمارهٔ ۱۱۱۱پیشت چو آب دیده خود خوار مانده ایم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.