پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۱

همدمان رفتند و من از همرهان وامانده ام

میرم از این غم که بی یاران چرا من زنده ام

تاب وصلم نیست ایمه چون زیم در هجر تو

وای بر مردن چو من در زندگی وامانده ام

داغ سودای غمت دیوانه کردم ای پری

زانسبب چونشمع گه در گریه گه در خنده ام

گرچه آزاد جهانم همچو سرو ای ابر لطف

رحمتی فرما که از دست تهی شرمنده ام

همت من در نظر نارد جز آنخورشید رخ

گرچه درویشم نظر جای بلند افکنده ام

نازنینان گر کشندم سر نمی تابم ز حکم

پادشاهانند ایشان من فقیر و بنده ام

زین چمن اهلی مرا دیگر بهیچ امید نیست

زانکه از شاخ بقا چونغنچه دل برکنده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰۳مگو که سر بگریبان نشسته غمناکم
  2. شمارهٔ ۱۱۰۴گیریم که خود خار بلا اینهمه کشتیم
  3. شمارهٔ ۱۱۰۵خوش آنکه همنفس یار خویشتن بودم
  4. شمارهٔ ۱۱۰۶نه کس ز بهر تو یارم نه یار کس من هم
  5. شمارهٔ ۱۱۰۷مشنو که از تو سلسله مو در شکایتیم
  6. شمارهٔ ۱۱۰۸زان مرهم دل غیر دل ریش ندیدیم
  7. شمارهٔ ۱۱۰۹ما حرف ملامت همه از سینه بشستیم
  8. شمارهٔ ۱۱۱۰ز رقیب او چه سازم که کند نظر بکین هم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.