پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۰

از بسکه پیش روی بتان سجدها کنم

شرم آیدم که روی دعا با خدا کنم

اکنون که دین نماند بتان گر جفا کنند

باری به بت پرستی خود من وفا کنم

من از دو کون دامن یاری گرفته ام

دیوانگی بود اگر آنهم رها کنم

نامردمی است داد ز زخم کسی زدن

اینک بیک مشاهده او دوا کنم

اهلی گواه مهر و محبت همین بسست

گر خون من بریزد من صد دعا کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰۲در کمال است جمال تو که ما می طلبیم
  2. شمارهٔ ۱۱۰۳مگو که سر بگریبان نشسته غمناکم
  3. شمارهٔ ۱۱۰۴گیریم که خود خار بلا اینهمه کشتیم
  4. شمارهٔ ۱۱۰۵خوش آنکه همنفس یار خویشتن بودم
  5. شمارهٔ ۱۱۰۶نه کس ز بهر تو یارم نه یار کس من هم
  6. شمارهٔ ۱۱۰۷مشنو که از تو سلسله مو در شکایتیم
  7. شمارهٔ ۱۱۰۸زان مرهم دل غیر دل ریش ندیدیم
  8. شمارهٔ ۱۱۰۹ما حرف ملامت همه از سینه بشستیم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.