پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۹

ساقی بیا که دست ارادت بهم دهیم

باشد که دست محنت ایام خم دهیم

گنج دل از خرابه می در کف آوریم

وین خاک تیره باز بباد عدم دهیم

ما را کهروی یار نماید ز جام دل

تا چند جان بهر زه پی جام جم دهیم

روزیکه شب کنیم بیوسف رخی چو تو

گر جان دهیم قیمت یکلحظه کم دهیم

اهلی سیه کنیم جهانی چو روز خود

گر شرح دود دل بزبان قلم دهیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰۱همدمان رفتند و من از همرهان وامانده ام
  2. شمارهٔ ۱۱۰۲در کمال است جمال تو که ما می طلبیم
  3. شمارهٔ ۱۱۰۳مگو که سر بگریبان نشسته غمناکم
  4. شمارهٔ ۱۱۰۴گیریم که خود خار بلا اینهمه کشتیم
  5. شمارهٔ ۱۱۰۵خوش آنکه همنفس یار خویشتن بودم
  6. شمارهٔ ۱۱۰۶نه کس ز بهر تو یارم نه یار کس من هم
  7. شمارهٔ ۱۱۰۷مشنو که از تو سلسله مو در شکایتیم
  8. شمارهٔ ۱۱۰۸زان مرهم دل غیر دل ریش ندیدیم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.