پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۷

در چاره مرهم بدل پاره بماندم

از چاره گری بود که بیچاره بماندم

هر بار امید نظری داشتم این بار

نومید ز دیدار تو یکباره بماندم

جان رخت سفر بست و تو از دیده برفتی

من پشت بدیوار ز نظاره بماندم

آواره شدم از سر کویت من مجنون

کس یاد نکرد از من و آواره بماندم

اهلی همه کس شاد شد از خوان وصالش

محروم من از بخت ستمکاره بماندم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۹ساقی بیا که دست ارادت بهم دهیم
  2. شمارهٔ ۱۱۰۰از بسکه پیش روی بتان سجدها کنم
  3. شمارهٔ ۱۱۰۱همدمان رفتند و من از همرهان وامانده ام
  4. شمارهٔ ۱۱۰۲در کمال است جمال تو که ما می طلبیم
  5. شمارهٔ ۱۱۰۳مگو که سر بگریبان نشسته غمناکم
  6. شمارهٔ ۱۱۰۴گیریم که خود خار بلا اینهمه کشتیم
  7. شمارهٔ ۱۱۰۵خوش آنکه همنفس یار خویشتن بودم
  8. شمارهٔ ۱۱۰۶نه کس ز بهر تو یارم نه یار کس من هم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.