پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۱

می بده کز غم دنیا دمی آسوده شویم

کار دنیاست مبادا که دل آلوده شویم

خیز تا صحبت رندان دل ما تازه کند

چند در خانقه و مدرسه فرسوده شویم

کار عالم چو بغم خوردن ماراست نشد

شاد بهتر که ملول از غم بیهوده شویم

دو جهان گر نبود ما نه از آن رندانیم

که پریشان ز غم بوده و نابوده شویم

بهزاران هوس آلوده لبت چون بوسم

مگر آن دم که چو می از همه پالوده شویم

سوختیم از غم و در دیده ارباب نظر

سرمه گردیم گرت زیر قدم سوده شویم

بس دویدیم چو اهلی همه سو از پی دل

اینزمان کشته شویم از همه آسوده شویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۳مه من که هرگز گزندت نه بینم
  2. شمارهٔ ۱۰۹۴ز خونم سیر کی گردد که با لعلش نظر دارم
  3. شمارهٔ ۱۰۹۵هرچند که از یار جز آزار ندیدم
  4. شمارهٔ ۱۰۹۶من از صفای درون گر ز خود برون آیم
  5. شمارهٔ ۱۰۹۷در چاره مرهم بدل پاره بماندم
  6. شمارهٔ ۱۰۹۸من سوخته داغ درون پرور عشقم
  7. شمارهٔ ۱۰۹۹ساقی بیا که دست ارادت بهم دهیم
  8. شمارهٔ ۱۱۰۰از بسکه پیش روی بتان سجدها کنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.