پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۵

هرچند که از یار جز آزار ندیدم

هرچند که دیدم به از یار ندیدیم

کس نیستکه در صحبت او نیست خراشی

جز لاله رخ خود گل بیخار ندیدیم

او برده بعیاری و شوخی دل مردم

ما شوختر از چشم تو عیار ندیدیم

خورشید صفت حسن تو بازار کند گرم

از هیچکس این گرمی بازار ندیدیم

گشتیم ببویت چو صبا در همه گلزار

همچون تو گلی در همه گلزار ندیدیم

رفتار تو از سرو بصد شیوه برد دل

ما سرو بدین شیوه و رفتار ندیدیم

طوطی سخنی اهلی و در گلشن معنی

شیرین نفسی چون تو شکر بار ندیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۷در چاره مرهم بدل پاره بماندم
  2. شمارهٔ ۱۰۹۸من سوخته داغ درون پرور عشقم
  3. شمارهٔ ۱۰۹۹ساقی بیا که دست ارادت بهم دهیم
  4. شمارهٔ ۱۱۰۰از بسکه پیش روی بتان سجدها کنم
  5. شمارهٔ ۱۱۰۱همدمان رفتند و من از همرهان وامانده ام
  6. شمارهٔ ۱۱۰۲در کمال است جمال تو که ما می طلبیم
  7. شمارهٔ ۱۱۰۳مگو که سر بگریبان نشسته غمناکم
  8. شمارهٔ ۱۱۰۴گیریم که خود خار بلا اینهمه کشتیم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.