پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۶

تشنه درد توام وز پی درمان نروم

گر بمیرم بسر چشمه حیوان نروم

چه بهار و چه خزان بیخبرم از گل و خار

زانکه بی روی تو هرگز بگلستان نروم

بسکه از غیر تو ای گل چو صبا خار خورم

هیچگه سوی تو نایم که پریشان نروم

گر در آتش طلبد عشق توام شمع صفت

کشتنی باشم اگر خرم و خندان نروم

بلبل مستم اگر بر سر خارم چه عجب

خار در چشمم اگر بر سر پیکان نروم

بامید لب شیرین تو فرهاد صفت

میکنم جانی و باشد که بحرمان نروم

غرقه در خون دلم پیش سگانش اهلی

باشد آلوده ازین منزل پاکان نروم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۸غم چون تو آفتابی ز جهان پسند دارم
  2. شمارهٔ ۱۰۸۹چو چاره از غم خونخواره نمییابم
  3. شمارهٔ ۱۰۹۰من از اول ترا خورشید عالم سوز میدیدم
  4. شمارهٔ ۱۰۹۱می بده کز غم دنیا دمی آسوده شویم
  5. شمارهٔ ۱۰۹۲تا یافته ام وصل تو در کینه خویشم
  6. شمارهٔ ۱۰۹۳مه من که هرگز گزندت نه بینم
  7. شمارهٔ ۱۰۹۴ز خونم سیر کی گردد که با لعلش نظر دارم
  8. شمارهٔ ۱۰۹۵هرچند که از یار جز آزار ندیدم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.