پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۷

ز اشک همچو شفق بیتو غرق خون شده ام

شکسته تر ز هلالم ببین که چون شده ام

تو خواستی جگرم پاره پاره لاله صفت

بهر صفت که تو میخواستی کنون شده ام

مرا بحلقه مستان زنده دل ره نیست

که من ز دایره زندگی برون شده ام

برون فتاده چو پروانه ام ز صحبت شمع

ز بسکه سوخته از آتش درون شده ام

چو سبزه خشک شدم راز دل نگفتم هیچ

اگرچه جمله زبانم عجب زبون شده ام

دلم ز گریه خون گرچه سوختم باری

شکفته تر ز گل اشک لاله گون شده ام

مرا به گلشن وصل تو جای بایستی

به گلخن از ستم بخت واژگون شده ام

مگو که کوهکنم از ستمکشی اهلی

که من ز بار ستم کوه بیستون شده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۹چو چاره از غم خونخواره نمییابم
  2. شمارهٔ ۱۰۹۰من از اول ترا خورشید عالم سوز میدیدم
  3. شمارهٔ ۱۰۹۱می بده کز غم دنیا دمی آسوده شویم
  4. شمارهٔ ۱۰۹۲تا یافته ام وصل تو در کینه خویشم
  5. شمارهٔ ۱۰۹۳مه من که هرگز گزندت نه بینم
  6. شمارهٔ ۱۰۹۴ز خونم سیر کی گردد که با لعلش نظر دارم
  7. شمارهٔ ۱۰۹۵هرچند که از یار جز آزار ندیدم
  8. شمارهٔ ۱۰۹۶من از صفای درون گر ز خود برون آیم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.