پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۹

من آن مستم که از اطوار خود یکمو نمیگردم

بهر پهلو که میگردم از آن پهلو نمیگردم

نصیحتگوی من هر لحظه صد افسون دمد لیکن

مسخر جز بسحر چشم آن جادو نمیگردم

من از عشق سیه چشمان چو مجنون مست و مدهوشم

تفاوت این که چون مجنون سگ آهو نمیگردم

نه عشقست اینکه میگویم هلاکم کن بدست خود

چرا خود کشته آن ساعد و بازو نمیگردم

ز بیم کشتن از کویش کجا بیرون روم اهلی

که میمیرم اگر یک لحظه در آن کو نمیگردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۱ما جان ز شوق وصل تو صد باره داده‌ایم
  2. شمارهٔ ۱۰۸۲مست آنم که ز دستت قدحی نوش کنم
  3. شمارهٔ ۱۰۸۳ما سایه صفت سوخته وصل تو ماهیم
  4. شمارهٔ ۱۰۸۴شور ستمت چند کند دور ز خویشم
  5. شمارهٔ ۱۰۸۵دمی که همنفسان گرم گفتگو بینم
  6. شمارهٔ ۱۰۸۶تشنه درد توام وز پی درمان نروم
  7. شمارهٔ ۱۰۸۷ز اشک همچو شفق بیتو غرق خون شده ام
  8. شمارهٔ ۱۰۸۸غم چون تو آفتابی ز جهان پسند دارم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.