پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶۸

من از گلهای خون دل از آن رخساره تر دارم

که از دست رقیب خار خاری در جگر دارم

مرا گویی که یارت کیست خواهم دیگری گویم

ولی دل ندهم گفتن که من یار دگر دارم

همی خواهم که ره یابم درون سینه مردم

که گر درد تو یابم در دلی آن نیز بردارم

شتابان میروی دانم نگردی یار من لیکن

بگردان گوشه چشمی که ذوق یکنظر دارم

مرا هرچند یاری بیش، او بیگانه تر اهلی

عجب بختی زبون و طالع بی پا و سر دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷۰تو در چمن چو نباشی گل و سمن چکنم
  2. شمارهٔ ۱۰۷۱حدیث سوز دل چون شمع از آن معنی گران دارم
  3. شمارهٔ ۱۰۷۲همین خرسندی ام بس گرچه دور از محفلش گردم
  4. شمارهٔ ۱۰۷۳چو شمع بیتو همه آه سوزناک شدم
  5. شمارهٔ ۱۰۷۴ما وصل تو با بوالهوسان دوست نداریم
  6. شمارهٔ ۱۰۷۵با آنکه ز شوق نظری خواب ندارم
  7. شمارهٔ ۱۰۷۶عاشق مستم و محنت زده از بار دلم
  8. شمارهٔ ۱۰۷۷گرچه بی بختم و دور از رخ گلفام توام
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.