پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶۰

توبه کردم عمری اکنون باده صافی میکنم

عمر ضایع کرده خود را تلافی میکنم

گر چو جام جم نگویم آگه از غیبم چه عیب

روزگاری شد که از می سینه صافی میکنم

همچو مویی شد تنم وز غم شکافم سینه را

در خیال آن میان من موشکافی میکنم

زهر هجران میخورم امید وصل نوش نیست

من بصبر این زهر را تریاک شافی میکنم

روز و شب در عیش و شادی از غمش چون اهلیم

هم غمش کرد اینوفا کان عیش وافی میکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶۲ما از صفای سینه چو آیینه همیم
  2. شمارهٔ ۱۰۶۳چون چشم حسرت از تو بسرو سهی کنیم
  3. شمارهٔ ۱۰۶۴گمره شدیم بسکه بره مست رفته ایم
  4. شمارهٔ ۱۰۶۵کشت چون صیدم سگ یار و کشد در خاک هم
  5. شمارهٔ ۱۰۶۶تا بکی توبه کنیم از می و دردم شکنیم
  6. شمارهٔ ۱۰۶۷روزه بگذشت و هوای می بیغش دارم
  7. شمارهٔ ۱۰۶۸من از گلهای خون دل از آن رخساره تر دارم
  8. شمارهٔ ۱۰۶۹نگویی در پیت چونعاشقان هرجا نمیگردم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.