پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵۵

گرچه در رسم ادب از دگران کم نشدیم

تا ندیدیم سگ کوی تو آدم نشدیم

آه ازین گرمی بازری که پروانه صفت

سوخت شمع تو صد از ما و یکی کم نشدیم

بجز از مردمیی کاهوی چشم تو نمود

هرگز آسوده دل از مردم عالم نشدیم

دیگران یار تو و ما بگدایی راضی

بخت بد یار نشد آخر و آنهم نشدیم

گرچه بیدین و دل از عشق چو صنعان گشتیم

لله الحمد کز اقبال تو بیغم نشدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵۷دل چو کوه از حسرت لعل تو خونشد چون کنم
  2. شمارهٔ ۱۰۵۸من کز غمت ز دیده می لاله گون خورم
  3. شمارهٔ ۱۰۵۹دیوانه عشقم دهن از خنده نبندم
  4. شمارهٔ ۱۰۶۰توبه کردم عمری اکنون باده صافی میکنم
  5. شمارهٔ ۱۰۶۱شبهای هجر اگر چه دل ریش سوزدم
  6. شمارهٔ ۱۰۶۲ما از صفای سینه چو آیینه همیم
  7. شمارهٔ ۱۰۶۳چون چشم حسرت از تو بسرو سهی کنیم
  8. شمارهٔ ۱۰۶۴گمره شدیم بسکه بره مست رفته ایم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.