پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵۴

مردیم ز غم تا بتو محبوب رسیدیم

از خود بگذشتیم و بمطلوب رسیدیم

انصاف همین است که ما صبر نداریم

هرچند که در صبر به ایوب رسیدیم

از خون شهیدان تو خوش معرکه گرم است

ما نیز درین معرکه خوش خوب رسیدیم

مکتوبم اگر میبری ایباد روان باش

کاینک من و جان از پی مکتوب رسیدیم

اهلی نرسیدیم ز یوسف بوصالی

لیکن بغم و محنت یعقوب رسیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵۶از بسکه می وصلت بیرون رود از دستم
  2. شمارهٔ ۱۰۵۷دل چو کوه از حسرت لعل تو خونشد چون کنم
  3. شمارهٔ ۱۰۵۸من کز غمت ز دیده می لاله گون خورم
  4. شمارهٔ ۱۰۵۹دیوانه عشقم دهن از خنده نبندم
  5. شمارهٔ ۱۰۶۰توبه کردم عمری اکنون باده صافی میکنم
  6. شمارهٔ ۱۰۶۱شبهای هجر اگر چه دل ریش سوزدم
  7. شمارهٔ ۱۰۶۲ما از صفای سینه چو آیینه همیم
  8. شمارهٔ ۱۰۶۳چون چشم حسرت از تو بسرو سهی کنیم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.