پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵۸

من کز غمت ز دیده می لاله گون خورم

گر بیتو لب بلب جام خون خورم

تلخ است زهر مرگ و ز هجر تو تلخ تر

بی شربت وصال تو این زهر چون خورم

عشقم چنان گداخت که هر کسل نگاه کرد

دید از برون چو شیشه که خون از درون خورم

چون بیم سر نماند ز دیوانگی چه باک

کارم از آن گذشت که خوف از جنون خورم

اهلی جفای چرخ ز خونخواریم بکشت

تا چند خون ازین قدح واژگون خورم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶۰توبه کردم عمری اکنون باده صافی میکنم
  2. شمارهٔ ۱۰۶۱شبهای هجر اگر چه دل ریش سوزدم
  3. شمارهٔ ۱۰۶۲ما از صفای سینه چو آیینه همیم
  4. شمارهٔ ۱۰۶۳چون چشم حسرت از تو بسرو سهی کنیم
  5. شمارهٔ ۱۰۶۴گمره شدیم بسکه بره مست رفته ایم
  6. شمارهٔ ۱۰۶۵کشت چون صیدم سگ یار و کشد در خاک هم
  7. شمارهٔ ۱۰۶۶تا بکی توبه کنیم از می و دردم شکنیم
  8. شمارهٔ ۱۰۶۷روزه بگذشت و هوای می بیغش دارم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.