پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴۷

شدم بازیچهٔ طفلان که در هرجا که بنشینم

صد آهوچشم چون مجنون به گرد خویش می‌بینم

شبی خواهم به بزمت آیم آن ساعت که می نوشی

حریفان تو برخیزند و من تا روز بنشینم

نخواهم کس نشیند در رهت کز پا کشد خاری

بهل تا خاک راهت را به مژگان جمله برچینم

به نازم می‌کشی پنهان و گر قصدم کند غیری

نمایی مهربانی‌ها که دشمن میرد از کینم

به نومیدی خوشم اهلی کزین تلخی فرو خوردن

خوش آید دردمندان را حکایت‌های شیرینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴۹من که چون لاله ز داغ تو بر افروخته ام
  2. شمارهٔ ۱۰۵۰ندارم چاره یی جانا که با لعلت در آمیزم
  3. شمارهٔ ۱۰۵۱اسیر در دم و یک همنفس نمی بینم
  4. شمارهٔ ۱۰۵۲آن عید مشتاقان که من قربان او صد جان کنم
  5. شمارهٔ ۱۰۵۳از جور چه دل ملول دارم
  6. شمارهٔ ۱۰۵۴مردیم ز غم تا بتو محبوب رسیدیم
  7. شمارهٔ ۱۰۵۵گرچه در رسم ادب از دگران کم نشدیم
  8. شمارهٔ ۱۰۵۶از بسکه می وصلت بیرون رود از دستم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.