پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵۲

آن عید مشتاقان که من قربان او صد جان کنم

یکبار اگر نامش برم صد بار جان قربان کنم

من بت پرست و عاشقم اما نمی گویم بکس

شرط است کز نامحرمان عشق بتان پنهان کنم

پروانه وارم بی زبان جانرا بخاموشی دهم

گلبانگ شهرت میزنم چون بلبلان افغان کنم

گفتم که بیروی توام دشوار باشد زندگی

گفتا بیک تیر نظر دشواریت آسان کنم

با آنکه صد چاکم بود در سینه و لب بسته ام

چون غنچه در خونم کشد هرگه لبی خندان کنم

چون دردمندان غمت دردی بصد جان میخرند

بیدرد باشم من اگر درد ترا درمان کنم

پیرم چو اهلی ایجوان امروز میدان زان تست

پیش آ که من چوگان صفت سردر سر میدان کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵۴مردیم ز غم تا بتو محبوب رسیدیم
  2. شمارهٔ ۱۰۵۵گرچه در رسم ادب از دگران کم نشدیم
  3. شمارهٔ ۱۰۵۶از بسکه می وصلت بیرون رود از دستم
  4. شمارهٔ ۱۰۵۷دل چو کوه از حسرت لعل تو خونشد چون کنم
  5. شمارهٔ ۱۰۵۸من کز غمت ز دیده می لاله گون خورم
  6. شمارهٔ ۱۰۵۹دیوانه عشقم دهن از خنده نبندم
  7. شمارهٔ ۱۰۶۰توبه کردم عمری اکنون باده صافی میکنم
  8. شمارهٔ ۱۰۶۱شبهای هجر اگر چه دل ریش سوزدم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.