پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۶

تا کی خمار محنت آن سیمبر کشم

او می خورد بمردم و من دردسر کشم

درد مرا بغیر چه نسبت که مدعی

خار از قدم بر آرد و من از جگر کشم

ظاهر شود خرابی عالم ز سیل اشک

روزی که من گلیم خود از آب برکشم

من مست خود مرادم و ناصح مرا ز می

چندانکه منع بیش کند بیشتر کشم

گر نوشم از سفال سگان تو دردیی

بهتر ز آب خضر که از جام زرکشم

بعد از هزار سال که یکجام دادیم

بختم امان نداد که جام دگر کشم

اهلی بهل که ناوک او در دلم بود

حیف است تیر یار که از دل بدر کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳۸با چون تو شوخی سرو قد عاشق کش و طناز هم
  2. شمارهٔ ۱۰۳۹ز بسکه خار ملامت کشیده دامانم
  3. شمارهٔ ۱۰۴۰هست کحل بصر از خاک ره او هوسم
  4. شمارهٔ ۱۰۴۱جان نذر کرده ام که بپایت فدا کنم
  5. شمارهٔ ۱۰۴۲دل از آرزو چه خون شد بدعا چه کام خواهم
  6. شمارهٔ ۱۰۴۳چو بینم هر دمت با غیر از غیرت خراب افتم
  7. شمارهٔ ۱۰۴۴دش از داغت زمانی در غم دل بوده ام
  8. شمارهٔ ۱۰۴۵طوفان کنم از اشک و رخ خاک بشویم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.