پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴۲

دل از آرزو چه خون شد بدعا چه کام خواهم

همه آرزو و کامم ز خدا کدام خواهم

سر وصلت ای پریوش نبود مرا ولیکن

سر خویش زیر پایت بگه خرام خواهم

هوسم بود که طوبی نگرم ولی نه چندان

که خرام سرو قدت بکنار بام خواهم

اگرم بخلد ساقی تو بهشت رو نباشی

نه جمال حور و غلمان نه می مدام خواهم

همه صاف عیش جویان من خاکسار از تو

همه درد و داغ جویم همه درد جام خواهم

نبری ز ننگ نامم من خسته پس وصالت

بچه آبرو بجویم بچه ننگ و نام خواهم

به در بهشت رضوان چو فرشته ام چه خواند

که بکوی یار اهلی چو سگان مقام خواهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴۴دش از داغت زمانی در غم دل بوده ام
  2. شمارهٔ ۱۰۴۵طوفان کنم از اشک و رخ خاک بشویم
  3. شمارهٔ ۱۰۴۶شب وعده داد مست و بره دیده دوختم
  4. شمارهٔ ۱۰۴۷شدم بازیچهٔ طفلان که در هرجا که بنشینم
  5. شمارهٔ ۱۰۴۸روز آخر کز جهان با دیده گریان روم
  6. شمارهٔ ۱۰۴۹من که چون لاله ز داغ تو بر افروخته ام
  7. شمارهٔ ۱۰۵۰ندارم چاره یی جانا که با لعلت در آمیزم
  8. شمارهٔ ۱۰۵۱اسیر در دم و یک همنفس نمی بینم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.