پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۸

از برون چون مگس آلوده بشهد هوسیم

وز درون با ملک سدره نشین همنفسیم

گرچه در باغ جهان مرغ دل ما ننشست

چاره صبر است و تحمل که اسیر قفسیم

گلبن گلشن قدسیم بر اهل نظر

گرچه در چشم خسان خوار تر از خار و خسیم

نام ما را بشمار سگ او کس نگرفت

هر کجا ذکر سگ یار بود ما چه کسیم

یاری تشنه لبان گر کنی ای خضر کرم

یار ما باش که ما تشنه لب بازپسیم

چند کوشیم چو اهلی ز پی وعده وصل

بخدا تا برسد وعده وصلش نرسیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳۰بصبر اگرچه بسی روزها بسر کردم
  2. شمارهٔ ۱۰۳۱کاش آنزمان که سوخته میشد ستاره ام
  3. شمارهٔ ۱۰۳۲پیش تو ایطبیب جان بسکه ز خویش میروم
  4. شمارهٔ ۱۰۳۳غیرت عشق کی هلد، کز ستم تو دم زنم
  5. شمارهٔ ۱۰۳۴چند از هوس آن لب چون قند بسوزم
  6. شمارهٔ ۱۰۳۵سخن نگفته بهم جنگ و ماجرا داریم
  7. شمارهٔ ۱۰۳۶تا کی خمار محنت آن سیمبر کشم
  8. شمارهٔ ۱۰۳۷منعت از همنفسان چند بصد پند کنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.